تبليغاتX
یادداشتهایی بر روی50تومانی - ولنتاین(با یک روز تاخیر!)

یادداشتهایی بر روی50تومانی

تقدیم به عشق نداشته:

بعضی وقت ها نبودت را بدجور حس می کنم!جایت خالی می شود پیشم ای عشق نداشته!ولی دیروز...

چقدر خوب بود که نبودی عزیزم!

چون اگه مثل خیلی از بقیه می خواستی از اون کارای حال به هم زن انجام بدی(بد برداشت نکن بابا!مثلا ورداری یکی از اون قلب های گنده ی سياه و قرمز مزخرف بالش مانند بهم بدی،یا یک شمع که روش نوشته باشه"love")،یک مشت روونه ی صورتت می شد،و تو مسلما می دونی دست من چقدر سنگینه عزيزم!و من دوست نداشتم در روز "ولنتاین"تو زير چشمت بادمجون روييده باشه عزيزم!نه اين كه خشن باشم ها!ولي خب وقتي اين قدر كودن باشي كه نفهمي من الان يك كتاب ترموديناميك خيلي بيشتر از اون مفنگيات حيف پول،خوشحالم مي كنه،نبايد توقع داشته باشي كه اون كادوي خزعبلت رو،حالا اصلا هر چي هست(حتي اگه چيزي باشه كه تبديل به پول بشه ها!) بگيرم و بگم:"واي ي ي !تو فوق العاده اي عشق من!نمي دوني چقدر خوشحالم كردي عزيزم...

 

بعضی وقت ها نبودت را بدجور حس می کنم!جایت خالی می شود پیشم ای عشق نداشته!ولی دیروز...

چقدر خوب بود که نبودی عزیزم!

چون اگه مثل خيلي از بقيه توقع كادو از من داشتي،ضايع مي شدي!و من دوست نداشتم كه تو روز "ولنتاين" ضايع بشي!نه اين كه دوست نداشته باشم بهت كادو بدم ها!نه!ولي وقتي اين قدر سطحي نگر باشي كه فكر كني آدم ها يي كه همديگه رو دوست دارند،بايد در اين روز به هم كادو بدن در حالي كه اون قدر رفاه زده! باشن(مسلمونا گريه كنين!) كه هنوز كادوي تولد آمنه رو نداده باشن،ضايع شدن حق مسلم توست عزيزم...

 

بعضی وقت ها نبودت را بدجور حس می کنم!جایت خالی می شود پیشم ای عشق نداشته!ولی دیروز...

چقدر خوب بود که نبودی عزیزم!

چون ديروز هوا خيلي خوب بود و جون مي داد واسه كوه نوردي و من، اگه وجود داشتي،حتما مي گفتم بيا بريم كوه و اگه مثل خيلي از بقيه بهترين لباسهايت رو تنت كرده بودي و فكر كثيف و خراب شدنشون رو مي كردي و مي گفتي:"آخه عزيزم،برنامه چيز ديگه اي يه!" من به خاطر اين طرز فكرت و به خاطر اين كه در حقيقت لباس هاي نو و شيكت رو به من ترجيح دادي،ولت مي كردم و خودم تنها مي رفتم كوه!و مي دوني كه من دوست نداشتم كه تو روز "ولنتاين" تنها بموني عزيزم...(البته احتمالا تنهايي ت واسه ي نيم ساعت اول رفتنم بود،چون تو كه دوست نداشتي كادو و لباس ها و تيپي كه زدي حروم بشن ديگه!مگه نه؟)

 

بعضی وقت ها نبودت را بدجور حس می کنم!جایت خالی می شود پیشم ای عشق نداشته!ولی دیروز...

چقدر خوب بود که نبودی عزیزم!

چون اگه مثل خيلي از بقيه تصورت از معني كلمه ي مقدس"عشق"،همون "love" روي كادوهاي ويژه ي "ولنتاين" بود،بعد من هيچي براي گفتن نداشتم...و نبودنت رو به بودن اين جوريت ترجيح مي دادم عزيزم... و ديگه هيچ وقت جاي خالي يك "عشق" رو حس نمي كردم و چون دوست نداشتم كه اين اتفاق بيفته،نهايتا كمال تشكر رو ازت دارم كه نبودي عزيزم...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 12:50  توسط tehrooni  |