تبلیغات:
جلد چهارم از مجموعه کتاب های"قصه های من و آقامیر" منتشر خواهد شد .(سری فیزیک جدید)
دیروز که داشتم بسته ی جدید چای مونو باز می کردم،یک کارت از توی بسته افتاد بیرون.کارت قرعه کشی بود که تبلیغ شرکت رو هم داشت.پایین کارت چیز عجیبی نوشته بود که در ۲۴ ساعت اخیر نتونستم درکی ازش داشته باشم!
"یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور/کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که قرعه کشی شرکت نیمه شعبانه!هر چند اینم همون کار کثیف سوءاستفاده از احساسات مذهبی ملت بود ولی باز گره تناقضی که تو ذهنم به وجود اومده بود رو باز می کرد!رفتم توی سایتش:
"با پر کردن و فرستادن کارت های خود از جوایز قرعه کشی های ماهیانه ی چای ....بهره مند شوید"
خب!خوبه!همه چیز مشخصه!مدیر تبلیغات شرکت کارش رو خوب بلده!می دونه که این چنین شعری حتی اگه روی یک ورق پاره هم نوشته شده باشه تو دل آدم مذهبی ای مثل من چه غوغایی به پا می کنه!وقتی بسته های پول و لبخندهای نمادین و اعتبار نامه ی تمدید قرارداد از دو طرف میز شرکت رد و بدل می شوند،مدیر خوشبخت توی ذهنش از ملت مسلمان و غیور ایران و هم چنین صدا و سیمای جمهوری اسلامی(که مبتکر و پیشتاز این سوءاستفاده است!)تشکر می کند و ....
وای من چقدر بدبینم!همین الان یک جرقه توی ذهنم زد!بابا اصلا نقل سوءاستفاده و این حرفا نیست!شرکت بیچاره فقط می خواسته به منتظرین حضرت بگه که در فراغش "غم "مخورید و از" این چایی" بخورید!همین!
